ميرزا محمد حيدر دوغلات

252

تاريخ رشيدى ( فارسي )

در گوشهء ، گوشه نشينى كنيم . عمّم - تغمّده اللّه بغفرانه - « 1 » مىگفت كه روزى در مجلس سلطان محمود خان ، در آقسو بعد از وفات الاچه خان حاضر بودم . به من ملتفت شده فرمودند كه از پادشاهى آقسو ، دست مال شويى « 2 » 26 تاشكند بهتر است . من گفتم ، آرى بهتر است ، اگر دست مال شويى كردن گذارند و از اين سخن خان بغايت « 3 » رنجيد . بالجمله آن اراذل ، خان را به هر حال كه بود به فرغانه آوردند . چون خبر به شاهى بيگ خان رسيد در آن زمان در اولنگ « 4 » رادكان « 5 » بود ، همان لحظه كس فرستاد . « 6 » كسان او درآمدن « 7 » بودند و خان در رفتن ، در خجند ملاقى گشتند و كشتند ، مع پنج پسر نارسيده . تاريخ شهادت ايشان را « لب درياى خجند » 27 يافتند و اين احوال نيز به شرح خواهد آمد . « 8 » سلطان محمود خان را شش پسر بود . پنج پسر با پدر شهادت يافتند ، اما پسر كلانتر ، سلطان محمد سلطان است . چون خان از مغولستان ( 99 ر ) به اميد رعايت شاهى بيگ خان روان شد ، سلطان محمد سلطان هرچند كه با پدر گفت و گو كرد ميسر نشد ، از پدر جدا شده « 9 » در مغولستان ماند . آن را نيز امورى واقع شد كه شرح آن در « تاريخ اصل » مذكور گردد ، ان شاء اللّه تعالى ، نتوانست كه در مغولستان باشد به ناچار به طرف دشت قپچاق پيش برندوق خان [ و قاسم خان ] 28 روان شد « 10 » . ملازمان او به اميد آنكه شايد شاهى بيگ خان ، سلطان محمود خان را رعايت كند راه پى غلط زده به تاشكندش رسانيدند و اوزبك « 11 » در تاشكند با پدرش رسانيدند و از وى يك پسر مانده ، شاه محمد سلطان نام ، احوال وى در ضمن تذكره خان مشروح خواهد شد . « 12 » ذكر بقيه احوال پدرم ميرزا محمد حسين گوركان - انار اللّه برهانه - « 13 » چون خانان به دست شاهى بيگ خان [ در اخسى « 14 » گرفتار شدند ، پدرم - انار اللّه

--> ( 1 ) . نگ : - تغمده اللّه بغفرانه . ( 2 ) . نت : مولى . ( 3 ) . نت : - بغايت . ( 4 ) . نب ، نت : اولانگ . ( 5 ) . نب ، نگ : زادكان . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نت : درآمده . ( 8 ) . نت : نيز مشروح خواهد آمد . ( 9 ) . نت : شد . ( 10 ) . نت : - شد . ( 11 ) . نت : اونيك . ( 12 ) . نگ : + فصل پنجم . ( 13 ) . نگ : - انار اللّه برهانه . ( 14 ) . نگ : آقسو .